مبینا خانوممبینا خانوم، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 3 روز سن داره

مبینای خوشگل ما

تولد يک سالگيت مبارک عزيزم

1392/12/3 19:20
619 بازدید
اشتراک گذاری

دختر گلم يک ساله شده

واااااي باورم نميشه انگار همين ديروز بود که به دنيا اومد

يک سال گذشت و  لحظه هاي زندگيم با وجود مبينا خانوم شيرين و شيرين تر شد

عزيزدلم نميدوني چقدر دوستت دارم

هر چي بگم کم گفتم

اصلا حسي که بهت دارم رو هيچ کس جز خودت نميتونه بفهمه

ميدونم که اين عشقم به تو هر روز بيشتر و بيشتر ميشه

وقتي مي بينم داري بزرگ ميشي هم خوشحال ميشملبخند و هم دلم براي کوچيکيات تنگ ميشهناراحت

چون ميدونم اين روزها ديگه برنميگرده

بايد تا ميتونم قدر اين روزهاي طلايي رو بدونم

و نهايت سعيمو بکنم که عزيز دلم خوب تربيت بشه

انشالله که خدا کمکم ميکنه

عزيزم جشن تولدتو چند روز زودتر گرفتيم

چون خاله ليلااينا ميخواستن بيان خونمون و ديگه نميتونستن روز تولدت هم بيان

ما هم روز 24 برات جشن گرفتيم

چون تولد مامان بزرگ هم يه روز قبل از تولدته دو تا کيک گرفتيم و همزمان با هم براتون جشن گرفتيم

خيلي خوب بود جمعمون جمع بود

خاله مريم اينا...خاله فرزانه و خاله سهيلا هم بودن

فقط گل گلکم از بس ورجه وورجه کرده بود موقع جشن خوابش گرفته بود و هر کار ميکرديم بيدار نميشد

خلاصه با چشماي خواب آلود تو بغل ماماني بودي و با هم شمعو فوت کرديم

ولي روز تولدت هم ماماني برات کيک درست کرد و يه جشن تولد ديگه با بابايي برات گرفتيم

اولش چون ديدم خوابي کمي حالم گرفته شد

ولي خوب که فکر کردم ديدم اينم برا خودش يه خاطره بامزه اس که موقع جشن تولدت خواب بوديلبخند

عزيزدلم اميدوارم هميشه تنت سالم...لبت خندون...و دلت شاد باشه

تولدت مبارک گل کوچولومانشالله که صد ساله بشي عزيز مامان و بابا

                                        

                 بي نهايت دوستت داريم

                               

                       

                     

پسندها (1)

نظرات (1)

علي
8 اسفند 92 19:37
سلام وبت قشنگ بود روزنامه ديواريمو ببين مرسي -----------
معصومه مامان مبینا
پاسخ
سلام...ممنون