واکسن چهار ماهگی
عزیزم دوم تیر ماه بردمت بهداشت برای واکسن چهار ماهگی
از یک هفته قبلش همش تو فکر واکسنت بودم![]()
با اینکه می دونستم مثل دفعه قبل به خوبی و خوشی میگذره
ولی نمی دونم چرا باز کمی دلهره داشتم و نگران بودم![]()
خلاصه رفتیم بهداشت و بعد از کمی معطلی خانمه قطره فلج اطفال بهت داد
وقتی واکسنتو زد فقط کمی نق زدی![]()
وقتی هم آوردمت خونه می ترسیدم پاهاتو تکون بدی و دردت بگیره
ولی بازم خدا رو شکر هیچ دردی نداشتی و راحت جنب و جوش می کردی![]()
انقدر خوشحال شدم
انگار یه باری از رو شونه هام برداشته شد
الان که این خاطره رو می نویسم یک هفته دیگه موقع واکسن شش ماهگیته
انشاالله اونم به خوبی میگذره![]()
این واقعا برام تجربه شده که وقتی کاری رو به خدا واگذار کنی خودش درستش میکنه![]()
خدای خوبم شکرت به خاطر همه نعمتهات...![]()

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


واکسن چهار ماهگی
